این منم آن نغمه ناجور

کوچ بنفشه ها

شعر زير از محمدرضا شفيعي کدکني است ، تقديم بدوستداران فرهاد:

کوچ بنفشه ها

در روزهاي آخر اسفند
کوچ بنفشه هاي مهاجر
زيباست
در نيمروز روشن اسفند
وقتي بنفشه ها را از سايه هاي سرد
در اطلس شميم بهاران
با خاک و ريشه
ميهن سيارشان
در جعبه هاي کوچک چوبي
در گوشه خيابان مي آورند
جوي هزار زمزمه در من
ميجوشد
اي کاش
اي کاش آدمي وطنش را
مثل بنفشه ها
در جعبه هاي خاک
يکروز ميتوانست
همراه خويشتن ببرد هر کجا که خواست
در روشناي باران
در آفتاب پاک.

از کتاب از زبان برگ.

+ amir ; ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۱٢/٢٠
comment نظرات ()

چيز واقعي !

تا حالا شنيدي که ميگن «اگر کسي يه قطره اشک براي امام حسين بريزه بهشت بر او واجب ميشه» ، يا مثلا «هر کس بزيارت فلان کس بره ، يا فلان کار رو بکنه ، آتش جهنم او را نميسوزاند و جاش تو بهشته »؛ من که خيلي از اين حرفها شنيدم .اما هر بار که کنجکاو شدم که يه قطره اشک(مثلا) ميتونه سرنوشت آدم رو رقم بزنه ، به اين نتيجه رسيدم که نکته اي پشت اين مسئله خوابيده و اونم اينه که آن قطره اشک مذکور بايد واقعي باشه،
حالا سوالي که پيش ميآد اينه که «قطره اشک واقعي » چيه؟اشک واقعي رو فقط کسي ميتونه بريزه که دروغ نگه ، غيبت نکنه ، بواجبات عمل کنه ، از محرمات دوري کنه و خلاصه همه کارهاش درست باشه.
خوب منظور ؟
چنين آدمي اگر آن قطره اشک را هم نريزد جايش در بهشت است ؛ پس چرا چنين حديثي گفته شده؟
نتيجه گيري ريشه اي:چنين احاديثي گفته شده که روي اهميت آن موضوع تاکيد بشه.و جماعت به انجام آن کار ترغيب شوند.پس نبايد زياد روي چنين احاديثي مانور داد. چراکه اين احاديث بيشتر به گفتارهاي تبليغاتي شبيه اند ، که هدفشان ايجاد يک حرکت سياسي يا اجتماعي در ميان مردم است.و احتمالا تاريخ مصرف دارند.

+ amir ; ٩:۳٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/۱٢/٩
comment نظرات ()