این منم آن نغمه ناجور

زرشک!

موسسه جغرافيايي نشنال ژئوگرافي  يکي از معتبرترين موسساتي است که در زمينه جغرافياي بومي و جهاني فعاليت مينمايد.
اين موسسه طي اقدامي در آخرين اطلس منتشره خود نادانسته يا به قصد خليج هميشه فارس را خليج عربي ناميده است.(زرشک!)
براي اعتراض به اين اقدام به وبلاگ بوف کور برو و نامه اعتراض آميزي که در آن وبلاگ قرار دارد امضا کن.

http://www.boofekoor.persianblog.ir

+ amir ; ٢:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۸/٢۸
comment نظرات ()

 

فکرشو بکن
فکرشو بکن اگر تمام  آدمهای روی زمین تصمیم بگیرن دیگه زاد و ولد نکنند ، در صد سال نسل بشر منقرض میشه .فکر میکنی آن وقت خدا چه احساسی خواهد داشت؟

هیچ میدونستی؟
حتما تا حالا هزار بار شنیدی که " خنده بر هر درد بی درمان دواست" ، هیچ میدونستی که اصل این عبارت یه مصراع از مولاناست که میگه " گریه بر هر درد بی درمان دواست" اولین بار در مجله طنز توفیق جای گریه با خنده عوض میشه ، و اینقدر فراگیر ، مورد پذیرش جامعه قرار میگیره.

+ amir ; ۸:۳۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/۸/٢٦
comment نظرات ()

اجتهاد ما تعطيل است

پيامبر اسلام در حکومت خود زکات را شامل بر چند چيز  ميدانست.
چند سال پس از آن امام علي اسبها را نيز مشمول زکات دانست.
چرا؟ چون شرايط اجتماعي(اقتصادي)در آن چند سال تغيير کرده بود ؛ و حکم اسلام نيز متناسب باآن تغيير کرد.
امروز پس از 1000 سال هنوز زکات شامل بر همان اقلام است که بود.
چرا؟
حتما مجتهدين بر اين گمانند که شرايط اجتماعي در اين هزار سال بي تغيير مانده است!

در صدر اسلام مجسمه(بت)را ميپرستيدند ، بهمين دليل مجسمه سازي حرام شد.امروز ، هنوز مجسمه سازي  حرام است.(يعني ايشان نفهميده اند که کاربرد مجسمه تغيير کرده!و بيم آن دارند که مردم از خداپرستي به بت پرستي روي آورند!)
من در جماعت فقها مجتهدي نميبينم ؛ اگر کسي در زمان ما اجتهاد کرده باشد و بتوان او را مجتهد ناميد بي گمان کسي مانند شريعتي و مطهري و سروش است.
فقه ما در طول زمان پويا نبوده و در صدر اسلام ايستاده است.
ساده ترين و منطقي ترين نتيجه گيري اينست که:
احکام فقهي همه مربوط به صدر اسلام است و نه اينزمان ؛ مگر اينکه خلافش ثابت شود.

به راه باديه رفتن به از نشستن باطل                   اگر مراد نيابم بقدر وسع بکوشم

_ توضيحي درباره لينکها:
ابراهيم نبوي : بخش نبوي در گوياست که احتمالا بدون فيلتر شکن نميتونيد ببينيدش.
نيک آهنگ کوثر : وبلاگ نيک آهنگ است ، من که با نوشته هاش خيلي حال ميکنم شما هم امتحان کنيد.
محمد علي ابطحي : سايت وبنوشت.اگر يه ملا ديگه پيدا کردين که وبلاگ بنويسه بمن هم بگين.
کتابهاي رايگان : اين يکي بي نظيره ،لنگه نداره .ميليون تا کتاب فارسي تو اينترنت بهمت يه آدم با حال جمع شده يه جا . اگر اوناي ديگه رو نرفتيد ببينيد اينو حتما ببينيد.
دوم دام :سايت جديد ابراهيم نبوي که فعلا فيلتر نشده .توش همه چي پيدا ميشه ، خنده بازاريه.

+ amir ; ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۸/٢۱
comment نظرات ()

هر شب، شب قدر است اگر قدر بداني!


شب قدري چنين عزيز و شريف           با تو تا روز خفتنم هوس است

حال دل با تو گفتنم هوس است           خبر دل شنفتنم هوس است
طمع خام بين که قصه فاش                 از رقيبان نهفتنم هوس است
شب قدري چنين عزيز و شريف           با تو تا روز خفتنم هوس است
ده که دردانه اي چنين نازک               در شب تار سفتنم هوس است
اي صبا امشبم مدد فرماي                  که سحرگه شکفتنم هوس است
از براي شرف به نوک مژه                  خاک راه تو رفتنم هوس است
همچو حافظ به رغم مدعيان               شعر رندانه گفتنم هوس است

+ amir ; ۸:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۸/۱٤
comment نظرات ()

آنچه امروز در دانشگاه علم و صنعت ايران گذشت

امروز=1383/8/12 

قرار بود امروز در دانشگاه سمينار "انتخابات 84" برگزار شود ، که دکتر ابراهيم يزدي و مصطفي تاجزاده در آن حضور داشتند.بچه هاي شوراي صنفي مجوز برقراري اين سمينار را از رئيس دانشگاه ، دکتر صالحي گرفته بودند.
سمينار بر گزار شد. در خلال برگزاري سمينار در آمفي تئاتر شهيد بهرامي ، آيت الله نجفي مسئول دفتر نمايندگي نهاد رهبري (يا نماينده ولي فقيه در دانشگاه) بين دو نماز در مسجد دانشگاه سخنراني کرد.
وي که از حضور دکتر يزدي برآشفته بود ، دانشجويان را به اعتراض فراخواند، و تصميمشان بر اين شد که مقابل آمفي تئاتر تحصن کنند. بسيج دانشجويي هم برگه هايي را که شامل سخنان امام خميني درباره نهضت آزادي بود ، در مسجد پخش کرد.
در همين حين 7 ، 8 نفر از بسيجيان به ساختمان رياست حمله کردند و دکتر صالحي را کتک زدند و با فضاحت از دانشگاه خارج کردند و او را سوار يک اتوبوس خالي شرکت واحد کردند و به وزارت علوم بردند.
حاضرين در سمينار که متوجه وقايع شدند از آمفي تئاتر بيرون آمدند.عده اي از دانشجويان شيشه هاي سوله بسيج (ساختمان بسيج علم و صنعت يک سوله است.)را شکستند و تهديد کردند که اگر تا 20 دقيقه ديگر صالحي در دانشگاه نباشد سوله رو هواست ، و اگر نجفي عذر خواهي نکند دفتر او را هم تصرف ميکنند.
20 دقيقه گذشت و صالحي نيامد ، ولي بعلت حضور چند تن از دختران بسيجي در سوله که خيال خارج شدن نداشتند ، عملي صورت نگرفت ؛ بالا خره پس از خالي شدن سوله ، به سوله حمله کردند و هست و نيست بسيج را يکي کردند.
در اين موقع تقريبا تمام دانشجويان حاضر در دانشگاه در محوطه بين آمفي تئاتر و مسجد بودند.کلاسها خودبخود تعطيل شد و دانشجويان از استادان خواستند که به احترام صالحي ، تا او به دانشگاه برنگشته در کلاسها حاضر نشوند.
نجفي که هنوز در مسجد بود از بلندگوي اعلام کرد که برخوردي را که با صالحي شد محکوم ميکند. بسيج نيز آنرا محکوم کرد.
قرار بر اين شد که دانشجويان مقابل در مسجد تحصن کنند تا زماني که صالحي به دانشگاه بر گردد؛ و خواستار عذرخواهي نجفي شدند.
دختران بسيجي پس از تصرف سوله در مسجد (قسمت آقايان) ساکن شدند؛ آنها پس از مطلع شدن از تحصن در مقابل مسجد با تشکيل "سپر ناموسي" مقابل در مسجد خواستند مانع ورود دانشجويان به مسجد و دسترسي به نجفي شوند.(البته کسي قصد وارد شدن به مسجد را نداشت)
در اين گير و دار شوراي صنفي و ساير فعالان سياسي در علم وصنعت بيانيه اي را قرائت کردند؛ و در آن به تحصن تا بازگشت صالحي و تعطيلي کلاسها تاکيد کردند و خواستار اين شدند که نجفي و بسيج رسما و کتبا برخورد با صالحي را محکوم کنند و اسامي دانشجويان متخلف را اعلام کنند؛ و همچنين خواستار حذف بسيج دانشجويي از علم و صنعت شدند.
فرشاد (معاون فرهنگي،اگر اشتباه نکنم!)که در نبود صالحي همه کاره محسوب ميشود ، در يک سخنراني از دانشجويان خواست آرامش را حفظ کنند و گفت دانشگاه تعطيل نيست اما تا اطلاع ثانوي کلاسها تشکيل نميشود و گفت براي متحصنين از طرف دانشگاه افطاري فراهم ميشود  ، بدينگونه بطور ضمني موافقت خود را با دانشجويان بيان کرد.
تا ساعت چهار و ربع ، دانشجويان همانطور مقابل مسجد ايستاده بودند که من از دانشگاه خارج شدم.
خوش باشيد

+ amir ; ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/۸/۱۳
comment نظرات ()

زبان سمبليک قرآن

زبان سمبليک قرآن
درک تمثيلي قرآن
آنچه مهم است ، اينست که زبان قرآن گاهي زبان تمثيلي و استعاري است.
و هميشه نبايد پيام خدا را در بند کلمات موجود در يک آيه ديد.

داستان آدم و حوا را همه ميدانيم ، قرآن ميگويد آدم ميوه ممنوعه را خورد.
عده اي بر اين باورند که آن ميوه انگور بوده ، عده اي ميگويند آن ميوه گندم بوده ؛ کساني که چنين برداشتي دارند ، سخت معتقدند که چنين ماجرايي واقعا اتفاق افتاده.

ولي برخي نگاهي متفاوت دارند . مثلا نوشته اي از دکتر شريعتي بخاطر دارم که آن ميوه را دانايي ميداند ، (در واقع ميوه يک سمبل است و نه يک موجود واقعي.) با چنين نگاهي ديگر واقعي بودن اين داستان و اينکه اين ماجرا در تاريخ رخ داده است يا نه؟ ، اهميتي ندارد.

وصف نعمتهاي بهشتي در قرآن نيز مثالي ديگر است ؛ من معتقدم چنين چيزهايي اصلا وجود ندارد . البته اين دليل نميشود که قران را دروغ بخوانيم ، چرا که وصف حقيقي بهشت در مخيله ما انسانها نميگنجد و قرآن از توصيفاتي استفاده ميکند که جماعت آنرا ميفهمند.

غافل کسي است که بر عينيت داشتن چنين چيزهايي که در قرآن بيان شده پافشاري کند واز سطحي بالاتر به موضوع ننگرد.
کليد درک صحيح قرآن داشتن چنين نگاهي است.

+ amir ; ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۸/٦
comment نظرات ()