این منم آن نغمه ناجور

ملا و نه روحاني !


اگر بپذيريم که هر کس عبا و عمامه بپوشد روحاني است  ، يعني پذيرفته ايم که ساير جماعت جسماني هستند . انسان با خواندن درس ملائي و پوشيدن عبا و عمامه ، ملا ميشود (و نه روحاني!). روحاني بودن ربطي بدرس و مشق و لباس ندارد.
همه ما هم روحاني هستيم و هم جسماني.
روحاني تلقي کردن ملايان ، بدعتي است که از مسيحيت وارد اسلام شد. در مسيحيت انسانها بدو دسته جسماني و روحاني تفکيک ميشوند ؛ کشيشها که روحاني اند ، واسطه بين خلق الله و خدايند ؛ يعني عوام الناس نميتوانند بي واسطه بخدا نزديک شوند(چراکه جسماني اند!).
حال اگر ما نيز آخوند ها را "روحاني" بناميم ، با اين انديشه خطا همرامي کرده ايم.
فراموش نکنيم که روحانيت افراد را ، از روي ظاهر نميتوان تشخيص داد.

يک پيشنهاد:از اين پس هر آخوندي را بدون هراس "ملا" خطاب کنيم ، تا گامي در اصلاح اين کجروي بر داشته باشيم.

غلط نکنم در کتاب "تشيع علوي و تشيع صفوي" دکتر شريعتي مطالب جالبي درباره تفاوت علماي ديني در اسلام و روحانيون در مسيحيت ميتوانيد پيدا کنيد.

+ amir ; ۱:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/٩/٢٦
comment نظرات ()

تولدم مبارک

۲۰ سال پيش در چنين روزی من زاده شدم.

ـ زندگی سيبيست گاز بايد زد با پوست.

ـ زندگی را مردم پيشين خورد و پوش و لذت آغوش ميديدند  يا بقول اين فلانی : حلق و دلق و جلق.

ـ زندگی کردن ما مردن تدريجی بود.

کمتر از ۵ ساعت ديگه بايد برم سر جلسه امتحان. برام دعا کنيد!

+ amir ; ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/٩/٢٤
comment نظرات ()

مومن و مسلمان

جالب است بداني (اگر نميداني ، اگر ميداني که هيچ!) که مومن با مسلمان فرق دارد. خدا در سوره حجرات آيه 14 ميگويد :
[برخى از] باديه‏نشينان گفتند: «ايمان آورديم. » بگو: «ايمان نياورده‏ايد، ليكن بگوييد: اسلام آورديم. » و هنوز در دلهاى شما ايمان داخل نشده است. و اگر خدا و پيامبرِ او را فرمان بريد از [ارزشِ‏] كرده‏هايتان چيزى كم نمى‏كند. خدا آمرزنده مهربان است. »
ممکن است من مسلمان باشم ولي ايمان نداشته باشم ؛ و همچنين ممکن است مومن باشم ولي نه از طريق مسلماني.
اسلام و مسلماني تنها يکي از راههاي رسيدن به ايمان است.
در کتاب "سفر به ديگر سو" خواندم که "کارلوس کاستاندا"(سالک) که تحت تعاليم "دن خوان"(واصل ، عارف) بود ، از او ميپرسد که آيا اين روش تنها راه رسيدن بحقيقت است؟ دن خوان در پاسخ ميگويد :نه ، اما اين تنها راهيست که من ميشناسم.

پس دليل برتري اسلام چيست ؟ شايد اسلام ساده ترين و مطمئنترين راه براي رسيدن بحق باشد.(شايد هم نباشد!)
آنچه مسلم است ، اينست که اسلام نميتواند بصورت يک فرمت و قالب خشک و يکشکل ، بعنوان نسخه اي براي تمام انسانها تجويز شود.احکام اسلام در تمام زمانها شامل تمام انسانها نميشود ؛ آنچه هميشه و همه جا شمول دارد ، روح حاکم بر اين شريعت است.

اگر دیر آمدم مجبور بودم
چند روزی بود که پرشن بلاگ تعطیل بود .این بود که وبلاگ update نشد.
ابراهیم نبوی یک مقاله بی نظیر درباره اعترافات زندانیان نوشته ، از من میشنوی حتما بخوانش .برای خواندن اینجا را کلیک کن.

+ amir ; ٥:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/٩/۱٧
comment نظرات ()

چشمها را بايد شست

نگاه ما ( منظورم از ما ، اکثريت مردمند) به گناهان و گناهکاران آنطور که بايد باشد نيست.
همه ميدانيم که گناهي مانند دروغ يا غيبت بمراتب بزرگتر از شرابخواري يا بي حجابي است ؛ چرا که:
مباش در پي آزار و هر چه خواهي کن  *  که در طريقت ما غير از اين گناهي نيست
اما برخوردي که با يک شرابخوار ميکنيم بد تر از برخوردي است که با يک دروغگو ميکنيم . اگر زني را ببينيم که حجاب ندارد ميگوييم مسلمان نيست ؛ اما هيچگاه زني را که غيبت ميکند نامسلمان نميدانيم.
بعضي از مواردي که در بالا بيان شد ، شايد بنظر شما گناه نباشد .شايد بنظر من هم گناه نباشد ، من تنها خواستم مثالي زده باشم.

خدا را شکر اينبار اول نشديم
چند روز پيش يه آمار وحشتناک شنيدم ؛ ايران از نظر تلفات ناشي از مين يا سطح زير کشت مين (درست يادم نيست ، شرمنده!)رتبه دوم جهان را دارد.

+ amir ; ۸:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/٩/۱٠
comment نظرات ()

بسيج يک غده سرطاني است.

(خدا امام خميني را بيا مرزد که اين اسلوب را از خود بيادگار گذاشت.)
شکي نيست که دلاوراني که باختيار خود در سالهاي جنگ ، در برابر دشمن ايستادند و بسيجي ناميده شدند ، عزيزترين فرزندان ايرانند. در آن سالها نقش بسيج مشخص بود.
اما امروزه بسيج هيچ نقش مشخصي ندارد ، در حاليکه امکانات و اختيارات و حوزه نفوذ گسترده اي دارد.
بسيج مانند يک غده سرطاني در تمام سيستم حکومت پخش شده است :
بسيج کار نظامي ميکند در حاليکه در اين کشور سه نيروي نظامي مجزا وجود دارد؛
بسيج کار فرهنگي ميکند ، يکي نيست بپرسد آيا وزارت فرهنگ پشم است؛
بسيج براي جوانان فعاليت ميکند ، پس سازمان جوانان کشک است ؛
بسيج کار ساختماني ميکند ؛ بسيج کار تفريحي ميکند؛ و بالاخره بسيج کار سياسي ميکند.
خلاصه بسيج نهاديست که همه کار ميکند و هيچ مسئوليتي ندارد.(و بالطبع پاسخگويي براي آن معنايي ندارد.)بسيج هيچ نيازي را که برطرف نميکند ،هيچ ! مشکلات فراواني هم ايجاد ميکند.
مسابقه : به هر کس که دليلي منطقي بر وجود بسيج ارائه کند ، يک جايزه نفيس تعلق ميگيرد (باور کن راست ميگم ، دروغم چيه؟!)


پنجشنبه رفتيم فيلم دوئل رو ديديم . حيف اون همه پول که خرج اين فيلم کرده بودند .کلهم اجمعين بيشتر از 5 دقيقه حرف براي گفتن نداشت.
فيلم يه داستان مزخرف رو دنبال ميکنه که از قضا داستان تو جنگ اتفاق ميافته .البته از لحاظ فني فيلم خوبي بود . ملت هم از فيلم استقبال خوبي کرده بودند.
چرا اخيرا فيلمهاي جنگي مورد استقبال ملت قرار ميگيره ؟
بنظر من چون عنصر مذهب (که پيش از اين مايه اصلي اينجور فيلمها بود )حذف شده.مثلا تو دو تا فيلم اخير (مزرعه پدري و دوئل)هدف رزمنده ها بيشتر دفاع از خانواده و وطن عنوان ميشه ، تا باز کردن راه کربلا!

گفتم مزرعه پدري ، اگر تا حالا نديديش حتما برو ببينش ؛ نگرش من رو نسبت بجنگ عوض کرد.

+ amir ; ٦:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/٩/٢
comment نظرات ()