این منم آن نغمه ناجور

بسيج يک غده سرطاني است.

(خدا امام خميني را بيا مرزد که اين اسلوب را از خود بيادگار گذاشت.)
شکي نيست که دلاوراني که باختيار خود در سالهاي جنگ ، در برابر دشمن ايستادند و بسيجي ناميده شدند ، عزيزترين فرزندان ايرانند. در آن سالها نقش بسيج مشخص بود.
اما امروزه بسيج هيچ نقش مشخصي ندارد ، در حاليکه امکانات و اختيارات و حوزه نفوذ گسترده اي دارد.
بسيج مانند يک غده سرطاني در تمام سيستم حکومت پخش شده است :
بسيج کار نظامي ميکند در حاليکه در اين کشور سه نيروي نظامي مجزا وجود دارد؛
بسيج کار فرهنگي ميکند ، يکي نيست بپرسد آيا وزارت فرهنگ پشم است؛
بسيج براي جوانان فعاليت ميکند ، پس سازمان جوانان کشک است ؛
بسيج کار ساختماني ميکند ؛ بسيج کار تفريحي ميکند؛ و بالاخره بسيج کار سياسي ميکند.
خلاصه بسيج نهاديست که همه کار ميکند و هيچ مسئوليتي ندارد.(و بالطبع پاسخگويي براي آن معنايي ندارد.)بسيج هيچ نيازي را که برطرف نميکند ،هيچ ! مشکلات فراواني هم ايجاد ميکند.
مسابقه : به هر کس که دليلي منطقي بر وجود بسيج ارائه کند ، يک جايزه نفيس تعلق ميگيرد (باور کن راست ميگم ، دروغم چيه؟!)


پنجشنبه رفتيم فيلم دوئل رو ديديم . حيف اون همه پول که خرج اين فيلم کرده بودند .کلهم اجمعين بيشتر از 5 دقيقه حرف براي گفتن نداشت.
فيلم يه داستان مزخرف رو دنبال ميکنه که از قضا داستان تو جنگ اتفاق ميافته .البته از لحاظ فني فيلم خوبي بود . ملت هم از فيلم استقبال خوبي کرده بودند.
چرا اخيرا فيلمهاي جنگي مورد استقبال ملت قرار ميگيره ؟
بنظر من چون عنصر مذهب (که پيش از اين مايه اصلي اينجور فيلمها بود )حذف شده.مثلا تو دو تا فيلم اخير (مزرعه پدري و دوئل)هدف رزمنده ها بيشتر دفاع از خانواده و وطن عنوان ميشه ، تا باز کردن راه کربلا!

گفتم مزرعه پدري ، اگر تا حالا نديديش حتما برو ببينش ؛ نگرش من رو نسبت بجنگ عوض کرد.

+ amir ; ٦:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/٩/٢
comment نظرات ()