این منم آن نغمه ناجور

 

ماه رمضان آمد و ما روزه ميگيريم . ما بعضي روشهايمان را تغيير ميدهيم چرا که ما روزه داريم و ماه ، ماه رمضان است . وگناه بد است.
اين بسيار مسخره و خنده آور است.
اگر روشها و کارهاي من درست است نيازي به تغيير نيست . و اگر غلط است چرا در ديگر ماهها آنها را انجام ميدهم (چقدر من خرم .)
که را ميخواهم فريب دهم ؟ خود را يا خدا را ؟ (فرقي هم نميکند.)
بعضي ميگويند:مگر بد است آدم لااقل در يک ماه از سال ، گناه نکند.شايد هم راست ميگويند اما اين توجيه براي من قابل  پذيرش نيست.

ثواب و حسنه
هميشه به ثواب ميخندم.
اين کار را بکن ثواب دارد ، آن عمل را انجام بده 1000 حسنه به پايت مينويسند ، اگر هنگام انجام دادن فلان کار اين کار را هم بکني ثوابش 39 برابر ميشود.
مسلما چيزي مثل ثواب و حسنه نميتواند وجود خارجي داشته باشد. معنويات که کنتور ندارد.
فلسفه کاربردي آن ، احتمالا ترغيب جماعت است به انجام يک کار.
ثواب نبايد هدف ما از انجام کاري باشد. سلام کردن خوب است ؛ چرا ؟ نه بخاطر اينکه 70 حسنه دارد، بلکه بخاطر اينکه به شادي و محبت منتهي ميشود. اگر انجام کاري خوب است ، فقط بخاطر اينست که بخوبي منجر ميشود.
>>ثواب قرائت يک آيه قرآن در ماه رمضان برابر ثواب خواندن تمام قرآن است.<<
اين جمله براي من قابل پذيرش نيست. چرا که نتيجه درک يک آيه قرآن در رمضان و صفر و شوال و محرم ، يک چيز است و فرقي نميکند؛ و درک تمام قران نيز نتيجه اي ديگر دارد که مسلما با نتيجه درک يک آيه برابر نيست .
پس چگونه ميگويند که نتيجه(ثواب) ايندو يکسان است؟!
پاداش واقعي و ثواب واقعي همان نتيجه حاصل از عمل است.

+ amir ; ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/٧/۳٠
comment نظرات ()