این منم آن نغمه ناجور

زبان سمبليک قرآن

زبان سمبليک قرآن
درک تمثيلي قرآن
آنچه مهم است ، اينست که زبان قرآن گاهي زبان تمثيلي و استعاري است.
و هميشه نبايد پيام خدا را در بند کلمات موجود در يک آيه ديد.

داستان آدم و حوا را همه ميدانيم ، قرآن ميگويد آدم ميوه ممنوعه را خورد.
عده اي بر اين باورند که آن ميوه انگور بوده ، عده اي ميگويند آن ميوه گندم بوده ؛ کساني که چنين برداشتي دارند ، سخت معتقدند که چنين ماجرايي واقعا اتفاق افتاده.

ولي برخي نگاهي متفاوت دارند . مثلا نوشته اي از دکتر شريعتي بخاطر دارم که آن ميوه را دانايي ميداند ، (در واقع ميوه يک سمبل است و نه يک موجود واقعي.) با چنين نگاهي ديگر واقعي بودن اين داستان و اينکه اين ماجرا در تاريخ رخ داده است يا نه؟ ، اهميتي ندارد.

وصف نعمتهاي بهشتي در قرآن نيز مثالي ديگر است ؛ من معتقدم چنين چيزهايي اصلا وجود ندارد . البته اين دليل نميشود که قران را دروغ بخوانيم ، چرا که وصف حقيقي بهشت در مخيله ما انسانها نميگنجد و قرآن از توصيفاتي استفاده ميکند که جماعت آنرا ميفهمند.

غافل کسي است که بر عينيت داشتن چنين چيزهايي که در قرآن بيان شده پافشاري کند واز سطحي بالاتر به موضوع ننگرد.
کليد درک صحيح قرآن داشتن چنين نگاهي است.

+ amir ; ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۸/٦
comment نظرات ()