این منم آن نغمه ناجور

ما دوزخیان جاویدیم . بی هیچ تخفیفی.

پیش از این گمان میکردم که پس از مرگ از بند تن میرهم و رها میشوم.

اما چندیست اندیشه ای جانکاه عذابم میدهد و آن اینستکه پس از مرگ هیچ تغییری حاصل نمیشود و تو باید همین وجود پیش از مرگ را پس از آن نیز تحمل کنی .

آنکه در این دیار از وجود خویش لذت برده ، تا ابد همین احساس را تجربه خواهد کرد. فی المثل امام علی پس از مرگ امام علیست و شمربن ذی الجوشن پس از مرگ ، شمربن ذی الجوشن.

یعنی دیگر حتی خودکشی هم راه حل مناسبی نیست ؛ چراکه چیزی را تغییر نمیدهد .

من پس از مرگ باز هم منم !(دارای همین وجود فعلی بدون آنکه تغییری در آن حاصل شود که اگر این وجود تغییر کند ، دیگر من نیست و دیگریست)

شاید اگر اعتقاد بجهان دیگر را پس بگیریم ، بتوانیم آرام بگیریم. یعنی میخواهم بگویم باور اینکه روزی نیست میشوم ، آرامش بخشست.

میبینی؟

جماعت درد جاودانگی دارند و ما درد عدم!

+ amir ; ۱:٠٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/٧/۱٦
comment نظرات ()