این منم آن نغمه ناجور

همينجوری عشقی.

چه گیری دادیم به این عشق !

بند تمبون عاشق شلوارست. خیار عاشق جالیزست.

کلاغ عاشق ، الاغ عاشق ، کرکس عاشق ، کبوتر عاشق ، سگ عاشق!

آسمان بعشق اسب استکه آبیست .

قرقاول بعشق درخت عرعر از خواب برمیخیزد .

شست پای چپ عاشق بند کفش راستست.

 بیخیال حاجی !

زندگی با همه کثافتکاریهاش در جریانه ؛ میخوای بخواه ، میخوای نخواه . - تخمش هم نیست. - حالا هی هر چی دیدی یه عشق بگذار تنگش . که چی؟

تو سر سگ بزنی دم از عشق میزنه! بگذار زندگیمون رو بکنیم بمولا.

ولمون کن بگذار بمیریم بدرد خودمون . حوصله داری ها!

امضا : وبلاگنویس عاشق

والله!

+ amir ; ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/۱٠/۱٦
comment نظرات ()