ای یار

پای دیوار نشسته بودیم من و یار

بعد ِ عمری انتظار

بگو چی دست داده بود؟

فرصت وصال

دیوار خراب شد و یار

موند زیر آوار

منم ، مردم از خوشی .

پاورقی :

این را تقدیم میکنم به م.خ. و ه.م. و خ.ف. و ص.آ. و  م.س. و ع .ک. وف.ب. و ر.ر. و ب.غ. و  سایر حروف الفبا با جایگشت دو تایی. 

/ 17 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی قبادی

خوب شد خودتم مردی (به ضم میم!). وگرنه دهنت سرویس بود!

بهروز

ممنونم از توجهتون و اینکه به فکر من ٍ هُلو شده هم بودید. .

زهره

سلام ... قشنگ بود [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

اشکهای کاغذی

امیر نازنین... ممنونم از اینکه به بلاگم سر می زنی.... واقعا خوشحالم می کنی.... بدو بدو بیا که تو بلاگم تولدِ.... بدو بیا دیگه... دیر می شه ها....

آ گر ین

به اسم من چکار داری نه وبلاگو قسطی خریدم[قهقهه] برو بچه من مثل اون دختر رمانتیکا نیستم جنگ جهانی درست می کنما............. برو کوچولو به بنز ما حسودی نکن[خنده][قهقهه][قهقهه]

رضوانه

اه تو هم با این یارت چرا آپ نمی کنی؟ از ما یادبگیر[چشمک]

ه.م.

پیشکشی ات را می پذیرم

اشکه ور باج نده

این مطلب رو "قدسی قاضی نور" قبلا ننوشته بود ؟ خیلی اندیشه های مارکسیستیش قوی بود. به نظر دیوار سست و استواری میاد این دیواره روی یارت حاجی.